شخصی در مقابل 50 سکه مهریه ازدواج میکند. شب عروسی، اولیای زن به شوهر میگویند: 50 سکه نده، بلکه 50 میلیون بدهی کافی است و بر همین توافق میکنند. اما بعد از اینکه زوجین پس از چند سال زندگی از هم جدا میشوند و در میانشان طلاق و فرقت میآید؛ حالا پدر دختر میگوید: باید همان 50 سکه را بدهی! هم اکنون سوال اینجاست که آیا اولیای زن پس از اینکه مهر را از سکه به پول عوض کردند؛ چنین حقی دارند که دوباره همان مهر قبلی را طلب کنند در حالیکه بر 50 میلیون توافق کردهاند؟
الجواب باسم ملهم الصواب
هنگامیکه یک مرتبه با توافق خود مهریه را از 50 سکه به 50 میلیون تعویض کردهاند، گویا از مهریه کم کردهاند. اما پس از این ماجرا چون توافقی مبنی بر پرداخت مهر اولی صورت نگرفته لذا آنها دوباره نمیتوانند مهر قبلی را طلب کنند.
الدلائل:
ـ فی الدرّالمختار:
(وصح حطها) لكله أو بعضه (عنه) قَبِل أو لا، ويرتد بالرد كما في «البحر».([1])
ـ و فی ردّالمحتار:
قوله: (وصح حطها ) الحط: الإسقاط كما في المغرب، وقيد بحطها لأن حط أبيها غير صحيح لو صغيرة، ولو كبيرة توقف على إجازتها، ولا بد من رضاها.
ففي هبة الخلاصة خوّفها بضرب حتى وهبت مهرها لم يصح لو قادرا على الضرب.([2])
ـ وفی الهداية:
و إن حط عنه من مهرها صح الحط لأن المهر حقها، و الحط یلاقیه حالة البقاء.([3])
([1]) الدرالمختار، ج4/ ص 182، کتاب النکاح/ مطلب في حط المهر والإبراء منه، دارإحیاء التراث العربی، بیروت.
([2]) ردالمحتار، ج4/ ص 182، کتاب النکاح/ مطلب في حط المهر والإبراء منه، دارإحیاء التراث العربی، بیروت.
([3]) الهدایة شرح بدایة المبتدی، ج3/ص 58، کتاب النکاح/ باب المهر، مکتبة البشری، کراچی.
و الله اعلم بالصّواب