شخصی به نامزد خود گفته: اگر تو با زن برادرم سخن گفتی و حرف زدی، من تو را حالا طلاق میکنم، اتفاقا در همان محل که برادر شخص یاد شده زندگی میکند، عروسی انجام گرفته و نامزد شخص مذکور با زن برادرش، ملاقات کرده و هر دو با همدیگر حرف زدهاند و شرط دیده شده است، لطفا توضیح دهید که در مسئله مذکور طلاق واقع شده است یاخیر؟ شایان ذکر است که خلوت صحیحه نیز بین آنها صورت گرفته است.
الجواب باسم ملهم الصواب
در صورت مذکور، اگرچه شوهر طلاق را معلق به شرط نموده ولی چون لفظ “حال” صراحتا مذکور است پس حال مراد گرفته میشود، و چون شرط نیز به وقوع پیوسته؛ لذا زنش طلاق میگردد.
البته باید دانست از آنجا که شوهر در مسئله مذکور شرط را مقید به مطلق طلاق نموده، بنابراین بر همسرش یک طلاق واقع میشود. در صورت تلفظ لفظ طلاق، فرق نمیکند، دخول صورت گرفته باشد یا نه، در هر حال طلاق واقع می شود، اما چون خلوت صحیحه صورت گرفته، و این خود در حکم دخول است، لذا شوهر میتواند در عدت رجوع نماید و در آینده شوهر مالک دو طلاق خواهد بود؛ یعنی اگر شوهر در آینده دو طلاق دیگر بدهد، همسرش بر وی حرام می گردد.
الدلائل:
ـ فی الدرّالمختار:
(والخلوة) مبتدأ خبره قوله الآتي: كالوطئ (بلا مانع حسي) كمرض لأحدهما يمنع الوطئ (وطبعي) كوجود ثالث عاقل.([1])
ـ و فی ردّالمحتار:
وكذا المضارع إذا غلب في الحال مثل أطلقك كما في البحر.([2])
ـ و أیضا فی ردّالمحتار:
قوله: (قبل وطء أو خلوة) هو معنى قول الكنز قبل الدخول، فإن الدخول يشمل الخلوة أيضا لأنها دخول حكما كما في البحر عن المجتبى.([3])
ـ و فی الهندیة:
و إذا أضاف الطلاق إلی النکاح ـ وقع عقیب النکاح… وإذا أضافه إلی الشرط وقع عقیب الشرط إتفاقا، مثل أن یقول لإمرأته: إن دخلت الدار فأنت طالق.([4])
([1]) ردالمحتار ، ج4/ ص 182ـ کتاب النکاح، الطبعة الأولی/دار إحیاء التراث العربی.
([2]) رد المحتار/ج4/ ص445/کتاب الطلاق/ باب الصریح/مطلب: سن بوش یقع به الرجعی/ الطبعة الرابعة.
([3]) رد المحتار،ج4/ ص 226، کتاب النکاح/ باب المهر، دارالمعرفة/الطبعة الرابعة.
([4]) الفتاوی الهندیة/ج1/ص526/کتاب الطلاق/الباب الرابع فی الطلاق بالشرط ونحوه/دار إحیاء التراث العربی/بیروت/الطبعة الاولی.
و الله اعلم بالصّواب