زید از بکر 700 دلار قرض میگیرد و میگوید: در عوض سال آینده من هفت گوسفند را به همراه بره هایش به تو میدهم، حال در این میان دو سال گذشت و چیزی به او نداد و صاحب قرض میگوید: در دو سال گوسفندان من 21 تا میشوند من 21 تا گوسفند از مقروض میخواهم، بفرمایید که حکم این معامله چیست و مقروض چقدر گوسفند و یا پول بدهد؟
الجواب باسم ملهم الصواب
اولا این را باید دانست که معامله شیء معدوم باطل است؛ و در این معامله نیز گوسفندان و نتیجه شان معدوم است، پس در این معامله همان پول که 700 دلار است، لازم میباشد نه 21 گوسفند و نه کمتر و بیشتر.
الدلائل:
ـ في الهندیة:
والجمد من ذوات القیم، ولو قال صاحب الجمد لا آخذ العام منک، قال ابوبکر الإسکاف لا أعلم ههنا بدیله سوی أن یدفع الذي علیه الجمد مثل وزنه جمداً ویطرح في مجمدة صاحبه حتی یبرأ عما عمله، وقال القاضي الإمام فخر الدین رحمه الله: المخرج عندي أن یرفع الأمر إلی القاضي حتی یجبره علی قبول مثل ما کان علیه کما لو استقرض من آخر حنطة فأعطی مثلها بعد ما تغییر سعرها، فإنه یجبر المقرض علی القبول ، کذا في «مختار الفتاوی». ویجوز استقراض الذهب والفضة وزناً ولا یجوز عدداً، کذا في «التاتارخانیة».([1])
ـ وفي البحر الرائق:
(قوله: والحمل والنتاج) أي لا يجوز بيعهما، والحمل بسكون الميم الجنين، والنتاج حمل الحبلة، والبيع فيهما باطل (لنهي النبي صلى الله عليه وسلم عن بيع الحبل، وحبل الحبلة)، ولما فيه من الغرر.([2])
ـ وفي مرشد الحيران:
وإن استقرض شیئاً من المکیلات أو الموزونات أو المسکوکات من الذهب والفضة فرخصت أسعارها أو غلت فعلیه ردّ مثلها ولا عبرة برخصها وغلوها.([3])
([1]) الفتاوی الهندیة/ج3/ص 230/کتاب البیوع/الباب التاسع عشر في القرض والإستقراض والإستصناع/دارإحیاء التراث العربی.
([2]) البحر الرّائق/ج6/ص 111/کتاب البیع/باب البیع الفاسد/دار إحیاء التراث العربي.
([3]) مرشد الحيران إلى معرفة أحوال الإنسـان/ص 114/کتـاب القرض/مادة: 695/المطبعة الکبری الأمیریة ببولاق.
و الله اعلم بالصّواب