جعفر با فردی در مورد دختری مشورت میکند که برای خواستگاری او برود اینکه آیا زنی خانه دار و محترمی است یا خیر فرد مذکور به جعفر میگوید بله زن خوب و خانواده محترمی هستند بعد از این مشورت آقای جعفر به خواستگاری آن زن میرود و آنها هم قبول میکنند بعد از ازدواج جعفر ادعا میکند که همسـرش دیوانه است و قصد دارد که او را طلاق دهد در حالیکه مهریه او را هم پرداخت کرده است در ضمن خواستار خسارت است که اینها مرا فریب دادهاند حال از لحاظ شرعی چنین ادعایی درست است یا خیر؟
الجواب باسم ملهم الصواب
آقای جعفر باید خوب تحقیق میکرد و یکی از محارم خود را میفرستاد تا قضیه را کاملا بررسی کند. بنابر این با عیبی که در زن وجود دارد، حق فسخ نکاح را ندارد چه برسد که بخواهد تاوان بگیرد، مهریهای هم که پرداخت کرده است در مقابل استفاده «بضع» میباشد.
الدلائل:
ـ فی الدرّالمختار:
(ولا یتخیر أحدهما) أی: الزوجین (بعیب الآخر) ولو فاحشا کجنون وجذام وقرن.([1])
ـ وفی ردّالمحتار:
قوله: (ولا یتخیر إلخ) أی: لیس لواحد من الزوجین خیار فسخ النکاح بعیب فی الآخرعند أبی حنیفة وأبی یوسف، وهو قول عطاء والنخعی وعمربن عبدالعزیز وأبی زیاد وأبی قلابة وابن أبی لیلی والأوزاعی والثوری والخطابی وداود الظاهری وأتباعه. وفی المبسوط أنه مذهب علیّ وابن مسعود رضی الله تعالی عنهم. فتح. قوله: (وجذام) هو داء یتشتق به الجلد وینتن ویقطع اللحم. قهستانی عن الطلبة. قوله: (وبرص) هو بیاض فی ظاهر الجلد یتشاءم به. قهستانی. قوله: (ورتق) بالتحریک: انسداد مدخل الذکر کما أفاده فی المصباح.([2])
ـ وفی العنایة:
(وإذا کان بالزوجة عیب) أیَّ عیب کان ( فلا خیار للزوج فی فسخ النکاح … حتی لا یسقط شیء من مهرها، فاختلاله بهذه العیوب أولی….(لأن الإستیفاء من الثمرات) وفوت الثمرة لا یؤثر فی العقد، ألا تری أنه لو لم یستوف لبخر أو ذفر أو قروح فاحشة لم یکن له حق الفسخ وإنما المستحق هو التمکن وهو حاصل.([3])
([1]) الدرالمختارمع رد المحتار/ ج5/ ص 178/ کتاب الطلاق/ باب العنین وغیره/دارالمعرفة/ الطبعة الرابعة.
([2]) ردالمحتار علی الدرالمختار/ ج5/ ص 178/ کتاب الطلاق/ مطلب: فی طبائع فصول السنة الأربع/دارالمعرفة/ الطبعة الرابعة.
([3]) العنایة علی هامش شرح فتح القدیر/ ج4/ ص273/ کتاب الطلاق/ باب العنین وغیره/ دارالکتب العلمیة/ سنة الطباعة:1438هـ ق.
و الله اعلم بالصّواب