در جرایمی که حد شرعی از جانب شارع بیان نشده است و حاکم اسلامی چارهای جز اعمال تعزیر ندارد، آیا تفاوتی بین افرادی که تعزیر میشوند وجود دارد؟ یعنی بر اساس تفاوت شأن و جایگاه اجتماعی آنها تعزیرات آنها نیز تفاوت دارد یا اینکه مثل حدود ثابت شرعی، جزا برای همه یکسان است؟
جواب:
بر اساس تفاوت جایگاه افراد، تعزیرات متفاوتی اعمال میشود، و این را حاکم اسلامی مطابق بینش خود و جایگاه افراد اعمال میکند و در منابع فقهی برای تعزیر چهار مرتبه را ذکر کردهاند:
1ـ تعزیر أشراف الأشراف: مانند علما و فقها و افراد صاحب نسب بلند مانند سادات: تعزیر چنین افرادی همین اندازه است که قاضی به آنها اطلاع دهد شما چنین خطایی را مرتکب شدهاید و ما در جریان هستیم؛
2ـ تعزیر اشراف: مانند صاحب منصبان یک شهر و مسئولین و کسانی که از نظر رتبه و جایگاه هم ردیف با آنها هستند: تعزیر چنین افرادی این است که قاضی به آنها اطلاع بدهد که در جریان تخلف آنها است و آنها را احظار کند؛
3ـ تعزیر أوساط: مانند افراد عادی و متوسط جامعه: که قاضی آنها را احضار نموده و جرمشان را تفهیم نموده و آنها را حبس کند؛
4ـ تعزیر الأخساء: که همان افراد پست جامعه هستند که از ارتکاب جرم باکی ندارند: که تعزیر آنها احضار و تفهیم جرم و سپس ضرب شلاق و زندانی کردن آنهاست.
- تفاوت تعزیر به این خاطر است که بعضی از افراد با یک گوشزد کردن تنبیه میشوند، اما برخی دیگر باید حسابی تنبیه شوند تا دست از شرارت بردارند. از این رو حاکم اسلامی تفاوت ها را در نظر میگیرد تا جرم و جنایت در جامعه کم شود.
ـ دلایل:
ـ في خلاصة الفتاوی:
وفي «شرح الطحاوي»: التعزیر علی أربع مراتب: تعزیر أشراف الأشراف: کالفقهاء والعَلَوِیّة، وتعزیر الأشراف: کالدهاقنة، وتعزیر أوساط الناس، وتعزیر الأخساء.
فتعزیر الأشراف الأشراف: الإعلام لا غیر، وهو أن یقول القاضي: بلغني أنّك تفعل کذا وکذا. وتعزیر الأشراف: الإعلام والجرّ إلی باب القاضي. وتعزیر الأوساط وهم السوقیّة: الإعلام والجرّ إلی باب القاضي والحبس. وتعزیر الأخساء: الإعلام والجرّ والضرب والحبس بعد ذلك([1]) اهـ.
ـ وفي الفتاوی الکاملیة:
(وممّا سمعته یحکی) إنّ رجلین اشترکا في فعل غیر لائق لیس فیه حدّ شرعي، فسمع بهما والي وقتهما فأحضرهما واحدًا واحدًا، فقال للشریف منهما: ماذا فعلت؟ أیلیق ذلك بشرفك ومقامك؟ وأمر بأن یضرب الثاني خمسمائة جلدة وکان من أراذل الناس وأخسائهم، فضرب کما أمر الوالي. فقال بعض الحاضرین بین یدي الوالي للوالي: کیف هذا وقباحتهما واحدة؟ فأجابه الوالي بأنّ ذلك الشریف سیتأثر ممّا قلتُ له وربما یصل إلی درجة الهلاك، وذلك الخسیس سیعود لما هو أقبح. فما مضت أیّام قلائل إلاّ وکان ما قال الوالي؛ فمرض الشریف من تأثره فمات، وعاد الخسیس إلی أقبح ممّا فعل أوّلًا. أسأل الله تعالی السّلامة والحفظ من کلّ قبیح([2]).
([1]) خلاصة الفتاوی (444/4)، کتاب الحدود.
([2]) الفتاوی الکاملیة: ص 46، کتاب الحدود، باب: التعزیر.
و الله اعلم بالصّواب