امراض عمده نبات گندم و طریقه های کنترول آن

ترتیب: ذبیح الله دانشیار

ناشر: دعوت نیوز.کام

مقدمه

میدانیم که گندم عمده ترین محصول زراعتی کشور است که در بخش اعظم  ولایات افغانستان  خصوصاً  کندز، بغلان، تخار، بدخشان، هرات، بادغیس، غور، سرپل، بلخ، سمنگان و سایر ولایات کشور کشت و زرع میگردد. گندم از جمله غلاتی است که بیشترین استفاده را در تمام سطح جهان بخصوص کشور ما دارد. و نظر به ارزش غذائی که دارد درصد تمام غلات قرار گرفته و هرگونه اخلال درکشت آن باعث میشود تا حاصلات آن پائین آمده و دهقانان نتوانند محصول کافی را از مزارع خویش بدست آورند که عوامل مختلفی میتواند درکاهش محصول رول عمدۀ  داشته باشد. از جمله عوامل مهم که در تقلیل حاصلات گندم رول دارد میتوان از امراض نام گرفت امراضی مختلفی وجود دارند که دهاقین را متضرر میسازد، امراض قارچی گندم، امراض بکتریایی و امراض ویروسی و غیره که هرکدام در تقلیل محصولات رول عمدۀ دارند. همچنان عوامل دیگری که درکاهش غلات خصوصاً گندم میتواند رول عمدۀ داشته باشد عبارتند از   پائین بودن سطح آگاهی و دانش علمی و عملی دهاقین در کشور، بالا بودن ضایعات در مراحل مختلف تولید ( کاشت، داشت، برداشت )، محدود بودن منابع آب و یا عدم وجود قوانین صحیح آبیاری در اغلب مناطق کشور، عدم توسعه میکانیزاسیون زراعتی در بسیاری نقاط کشور، کمبود وسایل، ابزار و اعتبار در زمینه های مختلف تحقیق، ترویج و آموزش زراعتی، کمبود سرمایه گذاری  در تولید محصولات زراعتی، خسارات آفات، امراض، علف های هرز و عدم مدیریت صحیح  و کنترول آنها. پس میتوان گفت که گندم از ابتدای کاشت تا زمان برداشت مورد حمله عوامل مرض زا مانند قارچ ها، باکتری ها، ویروس ها، نیماتود ها و… قرار میگیرد. و از عوامل غیر پرازیتی که ناشی از امراض محیطی است نیز متضرر میگردد. بنابر این کاهش و به حد اقل رساندن  خسارت و یا به عبارت دیگر کنترول این عوامل میتواند نقش بسزائی در افزایش تولید گندم داشته باشد که در این سيمينار علمي کوشش شده تا از یکی از این عوامل تقلیل دهنده محصول که عبارتند از امراض عمده قارچی، بکتریایی و ویروسی نبات گندم است بصورت کامل معلومات ارائه گردد. تا باشد دیگر دهاقین ما از ناحیه امراض خصوصاً  امراض قارچی، بکتریایی و ویروسی نبات گندم رنج نبرده و حاصلات  قناعت بخش از محصولات خویش  بدست آورند.

معرفی امراض عمده نبات گندم

مرض سرخی نبات گندم

 سرخی سه نوع مرض سرخی به نام های سرخی ساقه، سرخی برگ و سرخی مخطط بر روی نبات گندم به وقوع می پیوندند. لکه ها و جوش هایی که خشک و پودری است به رنگ های زرد، سرخ و سیاه بوده و اندازه آنها روی ارقام مختلف و در درجات حرارتی، رطوبتی و نژادی، متفاوت می باشد. تمام اندام های هوایی نبات علایم مرض را نشان داده و در بهار و تابستان مشخص میباشد (اخوت،1383: 120).

تاریخچه

 بروز سرخی ها هم زمان با کشت گندم گزارش داده شده است و از نظر تاریخی از اهمیت زیاد برخوردار میباشد. و باعث خسارات فراوان در تمام کشور های جهان گردیده است. مثلا در امریکای شمالی سبب کاهش حاصلات گندم به میزان یک میلیون تن گردید. شکل اپیدمیک آن قبل از گل و یا در موقع گل اتفاق می افتد و آلودگی خوشه ها خسارات فراوانی را به بار می آورد. خسارات سرخی ها علاوه بر کاهش محصول ارزش علوفه را نیز کاهش مید هد و نبات را نسبت به شرایط نامساعد زمستان حساس ساخته و در برابر امراض آسیب پذیر می سازد و گاهی هم برای حیوانات نیز سمی و یا زهری شده می تواند   (اخوت،1383: 120).

عوامل مرض سرخی

مرض های سرخی در اثر Piccunia graminis f.sp.tritici عامل سرخی ساقه، P.recondita f.sp.tritici عامل سرخی برگ و P.striformis عامل سرخی مخطط است. هر کدام از عوامل مشتمل بر نژاد های فزیولوژیکی متعددی می باشد که بر اساس امراضی که روی میزبان های مختلف دارند، بسیاری از نژاد های سرخی ها که در گذشته متداول بوده است  امروز به دلیل ارقام مقاوم از اهمیت برخوردار نیستند؛ اما نژاد های جدید در اثر تناسخ و تولید مثل جنسی به و جود آمده و در اثر قدرت مرض زایی روی محصولات زیان آور هستند(اخوت،1383: 120).

دوران حیات

          اکثراً قارچ های عامل مرض سرخی پرازیت های اجباری هستند هر چند بعضی از نژاد های آن در وسط زرعیه آگار دار، رشد مختصر می نماید ولی برخی دیگر آن دور از میزبان قادر به تولید سپور بوده و دوره زندگی خود را تکمیل می نمایند. سرخی های گندم دوران زندگی متعدد را دارا می باشد. بعضی آن ها دارای میزبان واسطه می باشند و اغلباً دارای 5 مرحله تولید سپور می باشند. یوریدوسپور به تعداد زیادی در بهار و تابستان تولید شده ودر  شکل اپیدمیک از اهمیت برخوردار می باشد. این سپور ها به وسیله باد روی نباتات دیگر منتقل شده و سبب آلودگی و تولید سریع یوریدیوسپور های جدید به فاصله 5 -7 روز میشوند. یوریدیوسپورها یک حجروی و دارای دیوار  حجروی خار دار و دو هسته ای می باشند. آن ها ضرورت غذایی نداشته و زود  جوانه می زنند(اخوت،1383: 120).

در آخر فصل نمویی، زمانی که نبات به پختگی نزدیک می شود، در داغکهای قدیمی و جدید سپور های نصواری تیره تا سیاه رنگ بنام تیلیوسپور (Teliospore) بوجود می آید. تیلیوسپور ها بالای ساقه، اشکال خالک های طویل و سیاه رنگ را تولید می نمایند. تیلیوسپور های قهوه ای سیاه رنگ دارای دو هسته در حجره بوده و دیوار ضخیم و صاف دارند. این سپور ها در جوش ها ایجاد شده و زمستان گذرانی می نماید و جوانه زدن آنها در بهار شامل آمیزش هسته ها یا تقسیم ( به طریقه میوز) و تولید پرومایسلیم ( مایسیلیم ابتدائی) با (4) بسیدو سپور هاپلوئید است.  بسیدیو سپور ها قادر به آلوده کردن گندم نبوده ولی به واسطه باد تیت و پراگنده گردیده و بر روی میزبان واسطه خود جایگزین می گردد. در اثر آلودگی میزبان جوش های زرد، نارنجی رنگی به نام پیکنیا (Pycnia) در سطح برگ ها تولید می شوند. در پیکنیا ها سپور های شفاف و یک هسته ای بنام پیکنیاسپور (Pycniospores) و همچنین هایفا های گیرنده ایجاد می گردد. پیکنیو سپور ها به وسیله باد و حشرات روی هایفا های گیرنده منتقل و با آمیزش هایفا های جنس مخالف و در اثر تصادم تولید هایفا های دو هسته ای می نمایند که پس از رشد در سطح زیرین برگ اندام گیلاس ( پیاله) به نام Aecia ایجاد می کند. ایشیا دارای  رنگ زرد نارنجی بوده و تعداد زیاد از سپور های دو هستوی به اشکال زنجیری در آن تولید می گردد. سپور های داخل ایشیا را ایشیاسپور (Aeciaspores) گویند. این سپور ها پس از آزاد شدن به وسیله باد روی گندم می افتند سپور ها از طریق روزنه ها در میزبان نفوذ کرده و با ایجاد آلودگی، یوریدوسپور به وجود می آیند(اخوت،1383:ص 120).

کنترول

        قارچ کش های دای کلون، زینب و یا مخلوط سلفاید نیکل با زینب و یا مانب و قارچ کش های سیستمیک مانند سابیتان و یا پلنت واکس، تابلیت ( پروپیکونازول) به صورت دوا پاشی  در صورت که از نظر اقتصادی صرفه جویی نمایند علیه سرخی ها موثر هستند(اخوت،1383: 120).

سرخی ساقه نبات گندم

          سرخی ساقه از جمله قدیمی ترین امراض شناخته شده گندم می باشد. جو، جودر، یولاف و یک تعداد دیگر ورایتی های وحشی زراعتی را نیز مورد حمله قرار مید دهند. این مرض بالای گندم دارای اهمیت اقتصادی بیشتر، نسبت به سایر غلات است. سرخی ساقه گندم در تمام نقاط جهان که گندم کشت میشود یافت شده و در افغانستان به شکل خفیفه آن گزارش شده است(اخوت،1383:ص 120).

علایم مرض

مرحله سرخی (Uredia) در تمام مراحل نموئی نبات گندم و سایر میزبانهای دیگر دیده شده است یوریدیا معمولاً بعد از پاره شدن اپیدرمس نبات میزبان به قسم زخم های نسبتاً طویل سطحی که حاوی سپور های نصواری سرخ رنگ می باشند ظاهر می گردد در اثر فشار میخانیکی زخم های کوچک بوجود آمده که هر کدام آن به نام سورس (Sorus) یاد می گردد. جسامت، شکل و تعداد این سورسها نظر به شرایط اقلیمی و مقاومت ارثی انواع گندم از همدیگر فرق می نمایند. رنگ سورس ها نظر به مقاومت میزبان متفاوت می باشد در انواع حساس، رنگ آن ها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و در انواع مقاوم لکه های کوچک سفید مایل به زرد کاهی انکشاف می نمایند. این علایم بالای برگ، غلاف برگ و ساقه ظاهر گردیده و در صورتی که شدت آن بیشتر باشد بالای خوشه نیز به نظر می رسد(اخوت،1383:ص 120).

همان گونه که در بالا یاد آور شدیم، در آخر فصل نمو هنگامی که نبات به پختگی نزدیک می شود.  داغک های قبلی سپور های نصواری تیره تا سیاه رنگ موسوم به (Teliospores) به وجود می آید. موجودیت این سپور ها مخصوصاً بالای ساقه شکل خالک های طویل سیاه رنگ را به خود اختیار می نمایند. معمول ترین میزبان های متناوب قارچ عامل سرخی ساقه گندم بوته زرشک (Berberies Vulgaries) است. معمولا دو نوع مرحله سپوری پیکنیا (Pycnia) و ایشیا (Aecia) بالای بته زرشک تولید شده و انکشاف می نماید. در سطح فوقانی برگ های بوته مذکور، لکه های زرد نارنجی و کمی دندانه دار، که مایع چسپناک از آن ترشح می شود، تشکیل می گردد. این داغک ها است که در آن پیکنیا موقعیت داشته و پکسینیوسپور در آن تولید می گردد. در سطح تحتانی برگ ها دنباله های برگ و اعضای گل آوری ایشیا به قسم یک گروپ پیاله مانند ( دارای قطر نیم سانتی متر) بوجود آمده و رنگ انساج میزبان به زردی گراییده و معمولاً به صورت غیر طبیعی بزرگ می گردند. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده و بالای برگ ها به وضاحت دیده میشود(اخوت،1383:ص 120).

 

شکل (1) سرخی ساقه گندم لکه های زرد رنگ مایل  به زرد کاهی (انترنیت)

عامل و دوران حیات

 عامل مرض قارچ (Puccinia graminis tritici pers) می باشد. این قارچ دوران حیات خود را در طی پنج مرحله سپوری بالای دو میزبان ( نبات گندم و بوته زرشک) تکمیل می نماید. مراحل سپوری آن عبارتند از:

مرحله 1- پیکنیا Pycnia

مرحله 2- ایشیا Aceia

مرحله 3 – یوریدیا Uredia

مرحله 4 – تلیا Telia

مرحله 5 – بسیدیا Basidia

پکنیم شکل فلاسک مانند داشته و در لکه های نارنجی انساج سطح فوقانی بته زرشک ملفوف می باشد. این ساختمان ها دارای  سپور های به هم پیوسته به نام پیکنیوسپور یا سپرماشیا (Spermatia) یاد می شود. ساختمان متذکره به کمک میکروسکوپ قابل دید می باشد. ایشیا دارای رنگ زرد نارنجی بوده و تعداد کثیری سپور های دو هستوی (Aeciospores) به شکل زنجیری در داخل آن تولید می گردد. این سپور ها اشکال کروی، مستطیل یا زاویه ای داشته و جسامت آن ها به بین 16-23 مایکرون رسیده و به وسیله باد انتقال می یابد. این سپور ها بالای گندم جوانه زده و از طریق ستوماتا داخل انساج نبات مذکور گردیده و به مرحله یوریدیم و یوریدوسپور انکشاف می نمایند. یوریدیا شکل مستطیلی یا دایروی داشته، رنگ آن ها سرخ تا نصواری بلوطی بوده و نمای زخم های طویل را به خود می گیرد. در بین آن ها یوریدوسپور های طویل و بیضوی شکل که دارای رنگ نصواری- طلایی بوده تولید گردیده که اطراف آن را ساختمان های خارک مانند احاطه کرده است. یوریدو سپور ها دارای دو هسته بوده و تحت شرایط مساعد محیطی ( حرارت 18-22 درجه سانتی گراد) و رطوبت نسبتی در هر 10 تا 15 روز یک بار نسل جدید را تولید می نماید. این مرحله که مواد تلقیحی ثانوی را تشکیل مید هد توسط باد به فاصله های زیاد انتقال می یابد. هنگام پختگی نبات، تلیا در یوریدیای کهن و یا در سورس های جدید تشکیل می گردد. آن ها دارای رنگ نصواری تیره تا سیاه بوده و شکل آن ها مستطیلی است؛ اما پودری نیستند. سپور هایی که در داخل آن ها تشکیل می گردد تیلیوسپور های برهنه می باشند. تیلیوسپور های بیضوی و یا مستطیلی دندانه دار (بین 35 -58 مایکرون) دو حجروی و کمی منقبض در قسمت  جدار های عرضی، دارای دیوار ضخیم حجروی و هموار و رنگ نصواری تیره یا بلوطی می باشد. در تیلیوسپور های پخته، مرحله واقعی دیپلوئید هنگام جفت شدن هسته های مثبت و منفی بوجود آمده است. سپور های متذکره بالای دمچه های دیرپا تولید گردیده و مایسلیم ابتدایی چهار حجروی ( بسیدیم) را به وجود می آورد(اخوت،1383: ص 120).

شکل اپیدمیک مرض هنگامی شیوع می یابد که:

  • انواع غیر مقاوم گندم به پیمانه وسیع در یک ساحه مشخص بذر گردد.
  • موجودیت نژاد های فزیولوژیک قارچ که قدرت تولید مرض را بالای انواع گندم های موجود در همان ساحه داشته باشد.
  • اقلیم مطلوب که سبب مقدار تولید زیاد یوریدوسپور ها گردد.
  • موجودیت جریان باد که یورید و سپورها را انتقال میدهد.

کنترول

کدام تدابیر واحدی نمی تواند برای کنترول مرض سرخی ساقه گندم و سایر سرخی ها غلات موثر واقع گردند و تا اندازه به وسیله از بین بردن بته زرشک در مزرعه و یا در جا های دیگر موثر واقع شده میتواند. اگر قارچ کش ها اقتصادی تمام شود می توانیم از آن استفاده کنیم(اخوت،1383:ص 120).

سرخی برگ  Rust leaf نبات گندم

 سرخی برگ، به طور احتمال، وسیع الانتشار ترین مرض های گندم است. اگر رسیدن گندم دیر هنگام باشد. مانند نواحی کاشت گندم بهاری توسعه مرض بیشتر می باشد(جواد زاده،1388:ص 386).

عامل مرض

عامل مرض قارچ Puccinia recondite f.sp. tritici بوده که پرازیت ضعیف بالای ارقام جو و برخی گونه های aegilops. Spp agropyron می باشد. این آلودگیها مانند آلودگی های میزبان های واسطه اهمیت زیادی ندارند(جواد زاده،1388:ص 386).

علایم مرض

یوریدیای P. recondite f.sp. tritici بیش از 1.5 میلی متر قطر دارند و روی سطح بالای برگ گرد می آیند. این جوش ها کروی تا بیضوی و نارنجی سرخ و شکوفا اند ولی در انساج اپیدرمی پاره شده به طور مشخص در حاشیه آنها مانند سرخی ساقه دیده میشود. یوریدوسپور ها به قطر 15-30 مایکرو متر تقریباً کروی و سرخ قهوه ای رنگ می باشد و 3-8 سوراخ داشته که در دیواره آن پراکنده شده و دیواره آن خاردار است. حرارت مناسب برای آلودگی در حد یورید و سپور های قارچ  P.striformis، P.graminis می باشند(جواد زاده،1388:ص 386).

شکل (2) سرخی برگ یا سرخی قهویی(انترنیت)

کنترول

 استفاده از قارچ کش ها مناسب، موثر بوده اما متاسفانه اقتصادی نیست.

سرخی مخطط Stripe Rust نبات گندم

سرخی مخطط نبات گندم و نباتات دیگر مانند جو، جودر و بیشتر از 18 جنس نیزه برگ ها را مورد حمله قرار می دهد. سرخی مخطط در اکثر قسمت های جهان که دارای اقلیم نسبتاً سرد و مرطوب بوده و یا در مناطق که هنگام زمستان قسمت فوقانی نبات تحت پوشش برف محافظت می گردد دیده شده است. در افغانستان سرخی مخطط به شکل خفیفه آن هر سال ظاهر می گردد(جواد زاده،1388:ص 386).

علایم مرض

علایم سرخی مخطط معمولاً قبل از سرخی ساقه و سرخی برگ به مشاهده می رسد، چنانچه از نام این سرخی بر می آید پاستیولهای ( خالک های آبله مانند پاره شده اپیدرمس) مولده آن به شکل نوار های طویل، باریک و پهلوی هم ظاهر می گردد. طول این خطوط مساوی نبوده عمدتاً بالای تیغه برگ، غلاف برگ و خوشه ها به مشاهده می رسد. رنگ خطوط مذکور معمولاً زرد بوده و برخی این مرض را سرخی زرد هم می گویند. دانه های نباتات مصاب، رطوبت خود را در اثر تبخیر از دست داده، کوچک و مقدار پروتئین آن ها کم می باشد و در صورت شدت مرض 60% حاصل را تقلیل می دهد(جواد زاده،1388:ص 386).

                       عامل و دوران حیات

عامل مرض قارچ Puccinia Striformis West می باشد. سپور های تابستانی( یوریدوسپورها) در اوایل بهار قبل از ظهور انواع دیگر سرخی های گندم ظاهر می گردد. قطر آن ها 20-30 مایکرون بوده دارای رنگ زرد نارنجی و شکل کروی می باشد. این سپور ها دارای دیوار ضخیم خارک دار بوده و در سرتاسر آن ها از 6-12 منفذ های ریشه های مصاب کننده به شکل پراکنده وجود دارد. مرض سرخی مخطط از میزبان های مصاب یک منطقه بشکل یوریدوسپور به نبات گندم انتقال می یابد. مصابیت گندم در طول فصول خزان و زمستان ( در مناطق زمستان معتدل) صورت می گیرد، زیرا مایسلیم قارچ مذکور تا 5- درجه سانتی گراد زنده مانده میتواند. یورویدسپور ها در حرارت بالاتر از 150 درجه سانتی گراد قدرت جوانه زنی و نمو را به سرعت از دست می دهند. بهترین حرارت برای جوانه زدن و نموی آن ها بین 5-50 درجه سانتی گراد بوده اما حرارت پایین 5-18 درجه سانتی گراد و باران های وقفه ای و یا شبنم های سنگین توام با روز های آفتابی، شرایط فوق العاده مساعد برای انکشاف مرض می باشد. در اخیر فصل نموی گندم پاستیولهای تلیا (Telia pustule) در سطح خارجی اپیدرمس به مشاهده میرسد. این پاستیولها رنگ نصواری تاریک داشته و اکثراً خطوط تیره ای طویل را تشکیل مید هد. گرچه تیلیوسپور های این سرخی مشابه به تیلیوسپور های سرخی برگ می باشد، اما جهت استراحت به در جه حرارت پایین ضرورت دارند. انتشار و زندگی قارچ در ماه های گرم و خشک تابستانی بطی گردیده اما در فصل خزان در غلات و نیزه برگ ها دوباره به سرعت انکشاف می یابد. این قارچ زمستان را به قسم مایسلیم در حال رکود در برگ نباتات میزبان سپری نموده و در اوایل بهار با مساعد شدن شرایط محیطی دوران حیات خود را دوباره شروع می نمایند(جواد زاده،1388: ص386).

کنترول  

می توانیم از قارچ کش های فولیکور (Tebuconazole) یک لیتر بایلتون 500 Triadimefon گرام ایمپکت (Flutrisfol) یک لیتر تلیت 500 Propiconazole ملی لیتر، مانکوزب (Mancozeb2) کیلوگرام و التو 500 Cyproconazole ملی لیتر در هکتار بوده و قارچ کش های دیگر اگر اقتصادی باشد از جمله قارچ کش (Flutriafolet Thiabendazole) نیز موثر است(جواد زاده،1388:ص 386).

سیاه قاق ها (Smuts)

بیش از دو قرن است که سیاه قاق ها شناخته شده اند ولی به دلیل تولید ارقام مقاوم، مبارزات زراعتی و کیمیاوی در  50 سال اخیر در اغلب کشور ها از خسارات آن ها کاسته شده است. اغلب گونه های (Species) عامل سیاه قاق ها دارای نژاد های مرض زای مختلف و متعدد هستند که طی مراحل تولید جنسی و خصوصیات میزبان به و جود می آیند. قارچ های عامل سیاه قاق به طور بین الحجروی و درون حجروی بدون مکیدن در نسج یا انساج میزبان نفوذ کرده می توانند(جواد زاده،1388:ص 386).

سیاه قاق پنهان گندم Covered smut

این مرض که انتشار جهانی دارد در قرن 18 میلادی شناخته شده است به دلیل اهمیت اقتصادی سیاه قاق پنهان گندم بررسی های وسیعی روی آن صورت گرفته است. سیاه قاق پنهان گندم در اثر دو گونه قارچ Tilletia Laevis و Tilletia tritici حادث شده که شناسایی آن ها روی شکل اسپور و تا حدی از روی انتشار جغرافیای آن انجام می شود. سیاه قاق پنهان گندم باعث کاهش محصول و کیفیت دانه ها گردیده و دانه های آلوده به اسپور، بوی ماهی گندیده را داده و دارای رنگ سیاه است. از ارزش آن ها کاسته شده و بازار پسندی خود را از دست می دهد (پوپل، 1390:ص 110)

علایم مرض

بوته های بیمار ممکن است تا حدی کوتاه مانده و خوشه تولید نکنند. آلودگی قابل تشخیص نیست، خوشه های مصاب به سیاه قاق باریک و رنگ آن ها به مدت طولانی تر نسبت به خوشه های سالم سبز باقی می ماند. گلوم های بعضی از خوشه ها یا تمامی آن ها باز شده و دانه های کروی حاوی اسپور بخصوص در ارقام بدون خطر دیده می شود. رنگ بوته آلوده سبز مایل به آبی تا سبز خاکستری است. روی برگ ها لکه های کوچک کلروتیک به وجود می آید در گل های آلوده تخمدان بلند و پهن تر و به رنگ سبز دیده می شود. در حالیکه تخمدان سالم سفید رنگ است. گاهی پنجه زنی افزایش می یابد. شکل دانه های آلوده تقریباً شبیه دانه سالم بوده و به رنگ قهوه ای خاکستری کثیف است. در مزارع بسیار آلوده هر دانه می تواند 3-4 میلیون اسپور تولید نماید(پوپل، 1390:ص 110).

عامل مرض

دو نوع قارچ خیلی شبیه  (Syntilletia Tilletia laevis, tilletisa tritici ) عامل مرض سیاه قاق پنهان گندم است. هم چنین نوع T.tritici نسبت به گونه Tofetidae متداولتر می باشد. دوران زندگی این دو نوع شبیه به هم بوده و ممکن است در یک نبات آلوده هر دو و جود داشته باشد. مایسلیم شفاف و سلول های دو هسته ای قارچ پس از کامل شدن قطعه قطعه شده و به تیلیو سپور های کروی تیره رنگ با دیواره ضخیم تبدیل می گردد، که قطر آنها 15- 23 مایکرومتر است. سطح تیلیوسپور های T.laevis صاف بوده در حالیکه در نوع T.tritici سطح سپورها درشت می باشند. سپور ها حاوی ( ترای میتایل آمین) بوده که بوی ماهی فاسد را متصاعد می سازد. سپور ها به چشم قابل دید نمی باشد. قطر اسپور ها، ارتفاع شبکه و قطر شبکه ها به ترتیب 23-15، 2-5/1 و بیش از 2 مایکرومتر می باشد. درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن تیلیوسپور ها در نوع t.laevis 14 درجه می باشد که بعد از 4 روز شروع و بعد از یک هفته 90% جوانه می زند، اما در نوع T.caries در 2-14 درجه  بعد از هفت روز شروع و بعد از 80% تیلیوسپور ها جوانه می زنند(پوپل، 1390:ص 110).

دوران حیات

پایداری قارچ های عامل سیاه قاق پنهان به وسیله تیلیوسپور هایی است که روی بذر و در خاک باقی مانده اند. تیلیوسپور های خاکزی باعث مرض اپیدیمیک گندم های زمستانی در نواحی که تابستان خشک دارند  سپورها در سطح خاک و بذر در اثر رطوبت جوانه می زنند و در درجه حرارت پایین (5-15 درجه سانتی گراد) برای جوانه زدن سپور ها تولید هایفای آلوده کننده مناسب است و گیاهچه های حاصل از بذر را ( کولئوپتایل) قبل از سر بر آوردن از خاک آلوده می کنند.  هم زمان با رشد نباتات میزبان قارچ عامل مرض نیز به رشد طولی خود ادامه داده و در انساج مریستمی به ویژه در گل مولد سنبله مستقر می شود.

مایسلیم قارچ در تخمدان ارقام حساس گندم باقی مانده توسعه می یابد و جایگزین تمامی انساج پریکارپ دانه می شود. موقع برداشت دانه های آلوده کننده ترکیده و سپور ها آزاد شده، خاک و بذر را آلوده می سازد، نوع T.foetidae بیشتر از طریق بذر و در انواع دیگر آلودگی بیشتر از طریق خاک پایدار و انتشار می یابد(پوپل، 1390:ص 110).

کنترول

استفاده از قارچ کش ها در کنترول سیاه قاق پنهان موثر بوده قارچ کش های با ترکیبات سیمابی در کاهش آلودگی به وسیله بذر موثر بوده ولی تاثیر روی سپور های خاکزی ندارند. ترکیبات کیمیاوی مانند هگزا کلوروبنزین، پنتا کلورو نیتروبنزین و کاربوکسین علیه سپور بذر زا و خاکزی موثر اند. هم چنین ویتاواکس، مانکوزب، کاربندازیم و بینومیل را نام گرفت.

کاشت زود هنگام گندم در خزان به قسمی که درجه حرارت خاک به 15 درجه سانتی گراد برسد، ممکن است سبب نجات از آلودگی گردد. اجرای تناوب زراعتی، استفاده از ارقام مقاوم، جمع آوری بقایای نباتات آلوده و نابود کردن آن ها اندازه آلودگی را کاهش می دهد. باید یاد آور شویم که استفاده از کود های نایتروجنی، بر شدت مرض می افزاید. گندم های که تعداد کروموزوم آن ها کمتر است، اکثراً مقاومت زیاد تری در مقابل مرض دارند مثلا؛ گندم های با 14-2n کروموزوم مقاوم تر از گندم های 24=2n کروموزوم می باشد(پوپل، 1390:ص 110).

سیاه قاق آشکار گندم

این مرض به آسانی در مزرعه شناخته می شود. عامل مرض عبارت از قارچ Ustilago tritici می باشد که همراه با کشت نبات گندم انکشاف یافته و نبات حاصله ایجاد خوشه های سیاه رنگ مشخص را می نماید، سیاه قاق آشکار در سرتاسر جهان وجود داشته و وابسته به آلودگی محصول می باشد. کاهش محصول معمولا کمتر از 1% بوده ولی در بعضی مزارع اضافه تر از 27% می باشد، البته بالای کیفیت غذایی یا نان تاثیر نمی نماید(پوپل، 1390:ص 110).

علایم مرض

سیاه قاق آشکار گندم در صورت ظهور خوشه قابل دید می باشد. خوشه های آلوده به رنگ سیاه بوده و در بین خوشه های سالم و سبز به وضاحت دیده می شود. خوشه های آلوده تبدیل به رنگ سیاه تیلیوسپور های خشک می گردند و بعد از جوانه زدن سپور های دیپلوئید تولید(پرومایسلیم) چهار حجروی یک هسته ای را می نماید. مگر (سپوریدیا) روی آن ها بوجود نمی آید، هایفاهای سازگار حاصل از سلول های پرومایسلیم با هم تلقیح شده و هایفای دای کاریوتیک آلوده کننده را تولید می نمایند(پوپل، 1390: ص110).

دوران مرض

Ustilago tritici             به صورت مایسلیم داخل بقایای نبات گندم خود را حفظ نموده وقتی که تخم های آلوده جوانه بزنند،  قارچ عامل مرض فعال شده و به طرف نوک ساقه رشد و پیشروی می کند، و در سرتاسر گره ها، ساقه و نسج تخم منتشر می شود. و معمولا کلیه انساج نبات میزبان  مورد حمله قرار می گیرد(پوپل، 1390:ص 110).

مایسلیم قارچ پارچه پارچه شده و به تیلیوسپور های قهوه ای تیره رنگ و خشک تبدیل می گردد که پس از خوشه دهی به وسیله باد و باران پراگنده می گردد. گل های باز روی بوته های هم جوار مورد حمله تیلیوسپور ها جوانه زده از طریق نفوذ در دیواره تخمدان و کلاله ای آن قرار می گیرد آلودگی فقط در موقع گل دهی انجام شده و رطوبت و در جه حرارت نسبتاً سرد(16-22 درجه سانتی گراد) مناسب است، حدود یک هفته پس از گلدهی تخمدان مقاوم آلوده می شود(پوپل، 1390: ص 110).

کنترول

قارچ U.tritici در اثر ضد عفونی سطحی بذور به وسیله قارچ کش ها غیر فعال می شود. آب داغ و گرم کردن بذر مرض را می توان کنترول نمود. اخیرا قارچ کش های سیستمیک مانند کاربوکسین باعث از بین رفتن قارچ در جنینن بذر می گردد و هم چنین قارچ کش هایی مانند سرکوبین ام، تیوفامین ، کارنبدازیم و ویتاواکس نیز موثر است(پوپل، 1390: ص 110).

سیاه قاق پاکوتاه گندم Dwarf bunt

عامل سیاه قاق مرض پاکوتاه در سال (1935 میلادی) عنوان شد. ابتدا شکلی از (Tilletia tritici ) و سپس عامل آن را Tilletia controversa Kuhn دانستند. این نوع قارچ علاوه بر نبات گندم، جودر، جو های تیر ماهی و گندمیان وحشی را آلوده می کند. میزبان های طبیعی آن فقط نبات گندم و جودر است. سیاه قاق مذکور  از آرژنتین، اروپا، آسیای مرکزی، کانادا و ایالات متحده گزارش داده شده است. به نظر میرسد که این مرض  به مناطقی که گندم های زمستانی به مدت طولانی پوشیده از برف اند محدود می شود. ولی آلودگی در گندم های بهاری مشاهده نشده است(پوپل، 1390: ص 110).

علایم مرض

سیاه قاق پا کوتاه شبیه سیاه قاق معمولی پنهان می باشد مگر اینکه اندازه بوته های آلوده به قارچ T. Controversa به ¼ تا½ طول بته های عادی برسد و تعداد پنجه های آن افزایش یابد چنین بوته ها وسیعتر بوده گلوم های آن بارزتر از خوشه های سالم و آلوده به سیاه قاق معمولی بوده و دانه های آلوده کمی گردتر است و کتله سپور مختصری به هم چسپیده و کمتر به حالت پودری می باشد(پوپل، 1390: 110).

عامل مرض

شکل تیلیوسپور های Controversa T.  مشابه سپور های T.tritici و T.leavis می باشد. دیواره های درشت بوده ولی شبکه های آن وسیع تر و عمیق تر از T.tritici می باشد و دارای یک پوشش جلاتینی است(پوپل، 1390:ص110).

دوران مرض 

منبع اولیه آلودگی عبارت از تیلیوسپور های خاکزی می باشد که مدت ده سال در خاک باقی مانده درجه حرارت مناسب برای جوانه زدن آن ها کمتر از 3-8 درجه سانتی گراد و دوره شد و جوانه زدن آن ها اضافه تر از 3 – 10 هفته از سپور های سیاه قاق معمولی است. آلودگی نیشاها ( نهالی ها) پس از سر زدن از خاک و رشد گیاهچه از جوانه زدن تیلیوسپور های در زیر برف سطح خاک اتفاق می افتد و بوته های 2-3 برگی حساس می باشد. تیلیوسپور های درون خوشه در ضمن خرمن کوبی آزاد و بوسیله باد منتقل می شود(پوپل، 1390: ص 110).

کنترول

این مرض با استعمال قارچ کش های مانند پلی کلوروبنزین و پنتا کلوروبنزین در سطح خاک بعد از کشت کنترول شده می تواند، زیرا قارچ Controversa T. پس از سر بر آوردن بوته ها از خاک ممکن است که بوته را آلوده سازد. قارچ کش های سیستمیک مانند Thiabendazole هر اندازه که بذر یا کشت به تاخیر بیفتد موثر و مناسب است(پوپل، 1390:ص 110).

سیاه قاق بانت کارنال

سیاه قاق جزئی Partial bunt ابتدا از کارنال هند و پنجاب در سال (1931) گزارش شده است، عامل این مرض عبارت از Tilletia indica است که در شمال غرب هند و نواحی همجوار آن پاکستان و افغانستان پراکنده است. این مرض معمولی گندم ( durum)، تریتکیال و انواع مربوط را مبتلا می نماید که کیفیت کشت را به طور قابل ملاحظه تقلیل می دهد، ولی در کاهش محصول تاثیر کم دارند(پوپل، 1390:ص 110).

علایم مرض

در این مرض دانه ها بطور تصادفی مورد حمله قرار می گیرند و بطور ناقص به وسیله لکه های سیاه قاق آلوده می شوند. در هر خوشه فقط چند دانه مبتلا می شوند و خوشه های مبتلا شده بصورت واضح معلوم نمی گردد. چون گلوم ها در اثر آلودگی بطور بارز تغییر نمی نماید، دانه های آلوده معمولا از قسمت انتهایی جنین مبتلا می گردند. جوش ها و لکه های بزرگتر امکان دارد که در طول شدیار کشت امتداد یابند و گاهی هم تمام بذر را فرا می گیرند. پریکارپ نازک اطراف جوش های تیلیوسپور دار در وقت خرمنکوبی به آسانی می ترکد، و تیلیوسپور های قهوه ای متمایل به رنگ سیاه (T.indica) دارای بوی نامطبوع مانند بوی ماهی گنده و فاسد شده می باشد(پوپل، 1390:ص 110).

عامل مرض

عامل این مرض یک نوع قارچ به نام Tilletia indica Mirta می باشد، که تولید تیلیوسپور های درشت، گرد ، قهوه ای تیره رنگ و قطرآن 22-49 میکرومتر می رسد. تیلیوسپور ها دارای غشاء نازکی که اطراف آن را فرا گرفته است، می باشد. اسپور ها جوانه زده و در نوک آن پرومایسلیم قوی و سپوریدهای هاپلوئید متعدد، تقریبا بیشتر از 100 عدد، بودجود می آید(پوپل، 1390:ص 110).

دوران حیات

تیلیوسپور های T.indica در خاک و در روی کشت دوام می نماید و منبع اولیه آلوده کننده آن عبارت از تیلیوسپور های که در خاک زندگی می نماید می باشد. این سپور ها در اثر رطوبت در سطح خاک جوانه زده و تولید سپور های اولیه و دومی را می نماید. که در اثر باد پراکنده گردیده و مستقیماً گلوم ها و دیوار تخمدان را متبلا می سازد.  (پوپل، 1390:ص 110).

کنترول مرض

برای کنترول و جلوگیری از این مرض از ادویه ها و ضد عفونی کردن بذر توسط قارچ کش کار گرفته می شود و استعمال این قارچ کش مانع جوانه زدن تیلیوسپور های بذر زا می گردد و استعمال این قارچ کش ها در وقت خوشه دادن مانع آلودگی می گردد(پوپل، 1390:ص 110).

سیاه قاق برگی نبات گندم Wheat flag smut

اولین گزارش این مرض از استرالیا در سال 1868 میلادی تهیه گردیده است و هم چنان در ایالات متحده امریکا در سال 1918 میلادی دیده شده است. این مرض روی گندم های تیر ماهی و سفید بوجود می آید و در استرالیا وغرب ایالات متحده امریکا برای گندم تیر ماهی خسارات فراوان وارد می نماید که از(1-50 فیصد) عامل این مرض قارچ Urucustis agropyri است که نژاد های مختلف آن میزبان های خاص دارند (پوپل و دیگران،1391:ص 7).

علایم مرض

در بهار و تابستان این مرض روی برگ ها ظاهر میگردد. از وقت به ساقه رفتن تا زمان خوشه دهی خطوط کشیده و سیاه رنگ روی برگ ها و غلاف آن بوجود می آید و این خطوط ایجاد شده به صورت جوش ها و لکه های تحت اپیدرمس طولی است که بین رگبرگ ها تشکیل میگردند و به تدریج جوش ها و لکه ها طویل شده اپیدرمس آن ها را شکافته و توده از سپور های خاکستری سیاه رنگ آزاد می گردند. در اثر پیشروی مرض برگ ها ضعیف شده و طولاً پارچه و تقسیم می شوند. تشکیل جوش ها ولکه ها از نسج های داخلی حلقه یا گره (Whort) آغاز شده و به طور میخانیکی بیرون آمدن برگ ها و خوشه ها را تغییر می دهد. لبه های برگ اغلباً پیچیده می باشد و در این صورت ممکن است خوشه دهی انجام نگردد. بوته های آلوده کوتاه و پنجه زنی آن ها فراوان است. (پوپل و دیگران،1391:ص 7).

عامل مرض

عامل مرض قارچ Urocystis agropyri(preuss) schroet که تولید جوش ها و لکه های خطی سیاه و شکوفا روی برگ های میزبان میکند. داخل جوش ها، نوک هایفای زایشی منشعب گردیده و در هم رفته تبدیل به سپور های  تقریباً کروی چند حجروی می شوند. سپور ها به قطر 15-80 میکرومتر بوده و 1-4 تیلیوسپور یک پوشش حجروی عقیم مسطح، شفاف و کوچک دارند. تیلیوسپورها سرخ، قهوه ای رنگ صاف و کروی بوده و به قطر 10-20 میکرومتر هستند آن ها جوانه زده تولید پرومایسلیم می کنند که در انتهای آن 3-4 سپوریدیای کشیده و شفاف به وجود می آید. جوانه زنی خیلی متغیر بوده ولی درجه حرارت بین 18-24 درجه سانتی گراد برای آن ها مناسب می باشد. در حرارت کمتر از 50 و بیشتر از 30 درجه سانتی گراد جوانه زنی صورت نمی گیرد(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

دوران حیات

سپور های آزاد شد ه از برگ ها و سایر قسمت های پارچه شده گیاه، خاک و بذر را آغشته می نماید. تیلیوسپور های موجوده در خاک و روی بذر قادر اند برای سه سال قبل از آن که جوانه بزنند و تولید سپوریدیا کنند زنده باقی می مانند. سپوریدیا های حاصله گیاهچه یا کولئوپتایل نبات گندم را آلوده می نماید. آلودگی قبل از بذر شدن نهالی ها صورت می گیرد(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

U.agropyri زمستان را به صورت مایسلیم در گیاهچه ها می گذارند، سپس به طور سیستمیک در قسمت های بالای بوته های میزبان در بهار پیشروی نموده و سپورزایی میکند(پوپل و دیگران،1391: 7).

کنترول

ضدعفونی بذر با ترکیبات کیمیاوی برای کنترول سیاه قاق برگی موثر است ضد عفونی بذر با قارچ کش های سیسمتیک مانند کاربوکسین، آلودگی های از اینوکولم های خاکزی و بذر زا را می کاهد. انتخاب ارقام مقاوم و کشت در عمق کم (کمتر از5/2 سانتی متر) نیز از شدت مرض می کاهد(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

سفیدک پودری یا سطحی گندم

مرض سفیدک پودری یا سطحی یکی از مهم ترین مرض های غلات در دنیا بشمار می رود عامل این مرض قارچ Blumeria graminis f.sp tritici می باشد. مرض سفیدک سطحی در نواحی مرطوب و نیمه خشک جهان انتشار گسترده تری دارد(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

علایم مرض 

قارچ عامل مرض اندام های رویشی خود را در سطح برگ بصورت پوششی سفید رنگ ظاهر نموده و با تشکیل فرم غیر جنسی قارچ یعنی کنیدیهای زنجیری این پوشش حالت پودری پیدا می کند. با تکامل رشد رویشی فرم جنسی قارچ به صورت نقاط سیاه رنگ بنام کلیستوتسیوم در متن پوشش قارچی بوجود می آید. علائم مرض کاملاً سطحی است و عامل مرض در سطح قسمت های آلوده گیاه مستقر می گردد، و تمام قسمتهای هوایی گیاه را آلوده نموده ولی بیشتر در سطح بالایی برگ های پائینی بوته ها دیده می شود(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

دوران حیات

عامل مرض زمستان را به صورت کلیستوتسیوم روی بقایای نباتی و در شرایط آب و هوایی ملایم به فرم میسلیوم و کنیدی طی می کند. آسکوسپورها و کنیدی های که به وسیله باد پراکنده می شوند. مایع آلوده کننده ( اینوکلوم) اولیه هستند. بوته های گندم خودرو که بر اثر ریزش کمباین در مزارع باقی می مانند میزبان های هستند که عامل مرض را از تابستان برای زراعت زمستانه حفظ می کنند(پوپل و دیگران،1391: ص7).

میزبانان

این قارچ نسبت به میزبان ویژگی خاصی داشته و اسپورها بسیار اختصاصی عمل می کنند، علف های هرز گرامینه از نظر انتشار مرض نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند. علف های هرز گرامینه شامل Aegilops sp. فالاریس Phalaris sp. وچچم Lolium sp. می توانند بعنوان میزبان ثانویه در ایجاد آلودگی نقش داشته باشند(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

خسارات

کنیدیها به تعداد زیاد تشکیل شده از لحاظ اپیدمی مرض بیشترین اهمیت را دارند. بهترین دما برای رشد قارچ 15-22 درجه سانتی گراد است و در دما های بالاتر از 25 درجه سانتی گراد به نحو بارزی کند می شود. هوای مرطوب (75-100 درصد) نیز به گسترش مرض در دمای مناسب کمک می کند. این مرض باعث کاهش فتوسنتیز و افزایش تنفس گیاه شده و تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنله و اندازه دانه را تحت تاثیر قرار می دهد.

سفیدک سطحی در همه مناطق سرد، مرطوب و نیمه خشک که غلات در این مناطق رشد می کنند رخ می دهد، این مرض در صورتی که در مراحل اولیه چرخه زندگی گیاه رخ دهد و شرایط مطلوب برای گسترش مرض ادامه یابد می تواند به خسارات عمده ای قبل از رسیدن گیاه به مرحله خوشه دهی بیانجامد(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

مدیریت تلفیقی کنترول سفیدک سطحی

  • استفاده از ارقام مقاوم یا متحمل
  • رعایت تناوب زراعتی خصوصاً در اراضی با سابقه آلودگی
  • مدیریت بقایای گیاهی
  • شخم عمیق و مدفون کردن بقایای گیاهی
  • رعایت اصول زراعی از جمله کشت ردیفی و تراکم مناسب جهت تهویه بیشتر در مزرعه
  • مصرف متعادل کود نایتروجن
  • تنظیم دور آبیاری به منظور جلوگیری از افزایش رطوبت در مزرعه
  • برای انجام کنترول کیمیاوی در صورتی که در قسمت های آلودگی 5-10 در صد سطح برگ به وسیله لکه ها یا پوشش سفید حاصل از کلنی قارچ پوشیده شدند باید اقدام به دوا پاشی مزارع آلوده نمود. این دوا پاشی به منظور جلوگیری از گسترش مرض انجام می شود. مزارع آلوده دوا پاشی شده باید به طور مرتب مورد بازدید قرار گرفته و در صورت مشاهده گسترش مجدد مرض، دوا پاشی دیگری در مرحله تورم سنبله (Booting) ضروری است قارچ کش های فلوتریافول+ کاربندازیم ( ایمپکت- آر) SC به میزان 25/1 لیتر در هکتار علیه این مرض توصیه می شوند(پوپل و دیگران،1391:ص 7).

مرض باکتریایی نواری نبات گندم

   این مرض برای اولین بار در سال 1902 از کشور آمریکا از روی نبات گندم شناسایی و گزارش شده است، در اکثر کشور های قاره آمریکا، برخی کشور های اروپایی، شرق و شمال آفریقا، استرالیا و برخی کشور های آسیایی مانند آذربایجان، چین، گرجستان، هند، جاپان، قزاقستان، ترکیه، یمن، مالزی، پاکستان و سوریه انتشار دارد( خواجه پور، 1390:ص 471).

نحوه خسارت

در اثر این مرض دانه ها چروکیده و کیفیت آن ها کاهش می یابد. اگر چه خسارت این مرض در اکثر مناطق آلوده در حدود 10% و کمتر گزارش شده است، ولی در صورت آلودگی شدید ممکن است تا 40% نیز افزایش یابد ( خواجه پور، 1390:ص 471).

در اثر این مرض خوشه ها از 5-10 درصد عقیم می شوند. خسارت این مرض متاثر از درصد آلودگی برگ ها بویژه برگ پرچم می باشد. بررسی ها نشان داده در صورت آلودگی 50% برگ های پرچم یک مزرعه گندم،8-13 و گاهی تا 20 درصد وزن کل دانه ها کاهش می یابد. همچنین عامل مرض به عنوان هسته اولیه  تشکیل یخ، به افزایش خسارت سرمازدگی کمک می نماید. در مزارع گندم که بصورت بارانی آبیاری می شوند، علایم مرض بیشتر دیده می شود. ولی مزارع گندمی که با سایر روشها اعم از غرقابی و یا تیپ دیگر آبیاری می شوند. نیز آلودگی دور از انتظار نمی باشد، بذر آلوده و تماس بوته های آلوده با بوته های سالم مجاور، ترشحات آب، باد و باران و حشراتی مثل تریپس و شته، ماشین آلات و گذشت گذار دهاقین بین مزارع می توانند عامل مرض را انتقال دهند ( خواجه پور، 1390:ص 471).

روشهای شناسایی

علایم مرض ابتدا بصورت لکه های کشیده، باریک و آب سوخته ( شفاف زیر نور) روی برگ ظاهر می شوند. در شرایط مرطوب، روی لکه ها ترشحات عسلی رنگ تولید می شود. این ترشحات در حضور باران، شبنم یا آب آزاد موجود در سطح گیاه بصورت قطر های زرد رنگ و یا صفحات نازک براق در سطح لکه ها ظاهر می شوند ( خواجه پور، 1390:ص 471).

گاهی لکه ها از نوک برگ ها به سمت قاعده برگ گسترش یافته و توسعه مرض گاهی از بخش میانی برگ آغاز می شود. پس از مدتی مرکز لکه ها به نسج مرده و رنگ قهوه ای ( شفاف در برابر نور) در می آیند. این شفافیت در لکه های ناشی از سایر عوامل مرض زا مشاهده نمی شود. در شرایط مساعد این لکه ها به غلاف برگ و ساقه ها نیز رسیده و ساقه ها ابتدا آب سوخته و سپس قهوه ای کم رنگ و سر انجام خشک و تیره می شوند ( خواجه پور، 1390:ص 471).

در روی سنبله ظهور علایم اغلب بصورت لکه های قهوه ای آب سوخته تا تیره و سیاه روی تمامی یا بخشی از پوشینه  های سنبله ظاهر می شود. به همین دلیل به آن Black chaff می گویند، که گاهی ممکن است با علایم سایرمرض ها یا عوامل محیطی یا ژنتیکی اشتباه شوند. برای تعیین دقیق عامل پوشینه سیاه تست آزمایشگاهی الزامی است ( خواجه پور، 1390:ص 471).

روشهای ردیابی

مناسب ترین شرایط برای رشد و توسعه عامل مرض، دمای بیش از 26 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی بالا است. این شرایط برای نفوذ و استقرار باکتری در نسج گیاهی بسیار مهم است ولی تکثیر و گسترش در نسج های برگ صرفاً و ابسته به درجه حرارت بوده و شرایط آب و هوایی خشک ( رطوبت نسبی کمتر از 30%) پیشرفت و توسعه مرض را محدود نمی کند ( خواجه پور، 1390:ص 471).

کنترول زراعتی و بهداشت گیاهی

موارد قابل توصیه به شرح ذیل می باشد:

  • تناوب زراعتی با محصولاتی به جز خانواده گندمیان.
  • استفاده از بذور سالم و تهیه شده از مزارع عاری از آلودگی. در بیشتر موارد بذر مهم ترین منبع انتقال و آلودگی اولیه مرض است. پوسته های خارجی بذر به راحتی می توانند باکتریای عامل مرض را انتقال دهند. نگهداری بذر در طول سال هم نمی تواند موجب کاهش معنی دار آلودگی به باکتریای عامل مرض شود.
  • کنترول با علف های هرزه خانواده گندمیان. با توجه به اینکه باکتریای عامل نواری غلات دارای نوارهای متعددی است، می تواند از بین خانواده گندمیان میزبان های متعددی را برای بقاء و زمستان گذرانی انتخاب کند. حذف علف های هرز میزبان میزان مواد تلقیحی اولیه مرض را کا هش می دهد.
  • انتقال ایمن بقایای گیاهی مزارع آلوده و خارج نمودن از مزارع و در صورت عدم امکان، قلبه عمیق و زیر خاک بردن بقایا.
  • عدم اجرای کشاورزی بدون خاک ورزی یا کم خاک ورزی در مزارع و مناطق آلوده
  • کاشت انواع ارقام مقاوم.

کنترول کیمیاوی

تاکنون راه کار عملی و قابل توصیه ای برای کنترول کیمیاوی این مرض یافت نشده است. بر اساس گزارش پژوهش انجام شده در موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور، ضدعفونی بذور آلوده گندم با مخلوط قارچ کش های دیفنوکونازول 3%FS و نوردوکس 75%WG به میزان یک در هزار از هر کدام، بیش از 50% از شدت مرض در شرایط مزرعه کاسته است، که با توجه به کارایی پایین، راه کار عملی قابل توصیه نمی باشد ( خواجه پور، 1390:ص 471).

پوسیدگی باکتریائی خوشه ها ( بلایت سنبله) Speke blight  

پوسیدگی باکتریائی خوشه های گندم برای نخستین بار در سال (1917) میلادی در هندوستان مشاهده شده است.

این مرض معمولا در ارتباط با نیماتود عامل گال بذر ( بوغمه بذر) گندم (Anglnia Tritici ) ظاهر می گردد. خسارات وارده از ناحیه این مرض ممکن است محو کامل حاصل را در بر گیرد. خوشبختانه شکل شیوع ایپدمیک مرض تا هنوز از کدام کشوری گزارش نشده است ( خواجه پور، 1390:ص 471).

علایم مرض

اولین علایم مرض جمع شدن برگهای پائین و تاب خوردن برگ ها مرکزی می باشد. این علایم معمولا توام با ترشحات زرد رنگ، چسپناک و لزجی است که سرتاسر خوشه های مصاب را می پوشاند. در هوای مرطوب ترشحات باکتریایی به طرف پائین چکیده اما در هوای خشک ترشحات مذکور خشکیده و به قسم خالک های سفید بالای خوشه ها و سطح بالائی برگ ها به مشاهده می سد ( خواجه پور، 1390:ص 471).

در شرایط اقلیمی که هوا مرطوب باشد، کتله های باکتریایی متشکل از کالونی ها به قسم یک جریان کوچک مایع به مشاهده رسیده، اما هنگامیکه رطوبت نسبتی پائین تر باشد، کتله های مذکور خشک و سخت می گردد. این کتله های سخت به صورت میخانیکی سبب توقف نمو و انکشاف برگها و خوشه ها گردیده و از طویل شدن آن ها جلوگیری می کنند ( خواجه پور، 1390:ص 471).

عامل و دوران حیات

عامل مرض Coryne bacterium tritici ( Hutheh ) Burk است. این باکتریا شکل چوبک مانندداشته  و گرام مثبت می باشد. این باکتریا دارای جسامت ( 0.95-3 ) میکرون بوده و مورفولوژی آنها در وسط ها زرعیه مختلف تا اندازه یی از همدیگر فرق می نمایند.
باکتریای مذکور متحرک بوده و دارای یک شلاق قطبی می باشد. در اکثریت وسط های زرعیه سرخی زرد نارنجی را تولید نموده و کالونی های آنها شکل محدب دارد. این باکتریا ها هوازی (Aerobic) بوده و نایتریت ( No3 ) را ارجاع نموده اما قادر به هایدرولیز نشایسته نمی باشد حرارت مطلوب برای نموی باکتریای مذکور 25-300درجه سانتی گراد بوده و در 510 درجه سانتی گراد می میرند. تحت 50درجه سانتی گراد و بالاتر از 380 درجه سانتی گراد نموی آنها به کلی توقف می نمایند. Coryne bacterium tritici در خاک مرطوب که دارای موادعضوی باشد زندگی می نمایند. معمولاً انتقال باکتریا از طریق نیماتود ناقل آن Anguinia tritici صورت میگیرند. گرچه لاروای این نیماتود در خاک توسط باکتریا ملوث میگردد اما ملوث شدن نیماتود مذکور هنگام حمله به دانه های گندم و تشکیل بوغمه ها نیز وسیعاً صورت میگیرد. به اینصورت C. Tritici از طریق تخم های نیماتود های ملوث در خاک یا در ارتباط با بوغمه های متشکله نیماتودی دانه های گندم انتشار مییابد ( خواجه پور، 1390:ص 471).

کنترول

تحقیقات که در هندوستان طی سالهای متعددی صورت گرفته ثابت نمودند که مصابیت جوانه های گندم در خاک های صورت میگیرند که نیماتود عامل ( ناقل) و با کتریا هردو موجود باشند. معامله تخم قبل از کشت با مواد کیمیاوی از قبیل گرانوران (1.8-2.5) فیصدی در کنترول با این مرض کمک می نمایند ( خواجه پور، 1390: 471).

امراض  ویروسی گندم

ویروس ها موجودات ریزی هستند که قادر اند حجرات زنده را آلوده کنند و ضمن تکثیر به میزبان صدمه بزنند ویروس های که موجب مرض در غلات می شوند ممکن است توسط شته ها، زنجیره ها، کنه ها ، قارچ ها، بذر ها یا به طور میکانیکی انتقال یابند. این موجودات مرضزا از روی علایم مرض که ایجاد می کنند. دامنه میزبان، ناقل ها و آزمایش های تکمیلی قابل شناسایی است (مونس، 1387:ص 80).

مرضهای ویروسی عمدتاً دارای علایم مشخصه ای هستند که آنها را از سایر مرضها متمایز میکند. مهمترین این علایم کوتولگی پنجه زنی بیش از حد گیاه خطوط مختلف روی برگ و اندام های هوایی ، رنگ پریدگی ، خشکیدگی نسج ( نکروزه ) و غیره قابل تشخیص است(مونس، 1387:ص 80).

موزائیک مخطط

موزائیک مخطط یکی از امراض ویروسی مدهش گندم بوده تحت شرایط مساعد محیطی امکان از بین رفتن تمام محصولات موجود است. این مرض در تمام مناطق که گندم بذر می گردد. به طور شکل خفیف یا شدید وجود داشته و بعضاً با یک عده امراض دیگر اشتباه می گردد. به طور مثال اکثراً خساره را که مرض پوسیدگی بیخ ساقه و ریشه گندم باعث می شود. از ناحیه موزائیک تصور می گردد. علاوه بر گندم روی جو، جواری، یولاف نیز مورد حمله دارد(مونس، 1387: ص 80).

علایم مرض

تقریباً تمام انواع گندم های بهاری و زمستانی در مقابل موزائیک مخطط غیر مقاوم بوده و امکان خسارات زیاد از این ناحیه متصور است. مزارع مصاب در اوایل بهار صحتمند معلوم شده هنگام که هوا رو به گرمی میرود نموی نبات بطی گردیده و اگر برگها دقیقا مشاهده شود در سطح فوقانی آن ها خطوط طویل کم عرض، زرد و خالک های سیاه مایل به زرد رنگ مشاهده می شود. در این وقت نبات به عوض نموی عادی مستقیم، میلان منحرف افشانی پیدا نموده، حتی یک تعداد نباتات دیده خواهد شد که در بند های مختلف ساقه کاملاً خم گردیده اند، تعداد دانه ها در خوشه تقلیل یافته و دانه ها کوچک است(مونس، 1387:ص 80).

علایم موزائیک مخطط با علایم یک عده امراض دیگر چون موزائیک لکه، موزائیک خاکزی، موزائیک مخطط شکسته و قلت نایتروجن بسیار مشابهت دارد(مونس، 1387:ص 80).

عامل و دوران حیات

عامل مرض (Wheat streak mosaic virus) ویروس است که شکل چوبک مانند داشته و تنها به کمک میکروسکوپ الکترونی قابل دید می باشد. این ذرات چوبک مانند 700 ملی مایکرون طول داشته در حدود 15-18 ملی مایکرون قطر دارد. قسمت مرکزی رایبونوکلئیک اسید (RAN) مذکور را اشغال کرده و با پوش پروتئین محافظت میگردد(مونس، 1387:ص 80).

کنه ناقل بدون تغذیه بالای انساج زنده نباتی زنده باقی مانده نمی تواند. هنگام که این نوع کنه ها بالای نباتات بیمار تغذیه می نمایند ویروس موزائیک مخطط در شیره نبات داخل جسم آن ها گردیده و کنه های ملوث در طول عمر خود قادر به مصابیت نباتات سالم است. میزبان این کنه گندم بهاری، زمستانی و بالای گیاهان هرزه زندگی می نمایند(مونس، 1387:ص 80).

کنترول

نباتات خود رو ( هرزه) باید کاملاً از بین برده شوند. زیرا کنه های ناقل در این نباتات تا هنگام روئیدن گندم زمستان، به خوبی تغذیه نموده، بعداً به گندم زمستانی انتقال می یابد. وقت بذر نیز از اثر زیادی بالای تغذیه کنه های ناقل دارد. به صورت عموم هر قدر که گندم زمستانی ناوقت تر بذر گردد به همان اندازه نبات کمتر به کنه های ناقل ویروس مواجه می شوند(مونس، 1387:ص 80).

 

نتیجه گیری

در مجموع امراض عمده نبات گندم شامل امراض قارچی( سرخی برگ، سرخی ساقه،سرخی مخطط، سیاه قاق ها)، امراض بکتریایی(پوسیده گی باکتریائی خوشه ها) و امراض ویروسی(موزائیک مخطط) میباشد.

اکثر امراض مهم گندم مراحل زندگی خود را بالای یک نبات سپری نکرده بلکه بالای چندین نبات سپری کرده تا اینکه مراحل زندگی خود را طی کرده ، تولید مثل نموده و باعث خسارات زیاد می شود.  بنابر این میزبان برای انتشار ، اپیدمی امراض خیلی نقش دارند. همچنین در سایر امراض از جمله سیاقاق ها ( امراض قارچی ) باکتری ها و ویروس ها در صورتیکه این امراض را به حد اقل برسانیم لازم و ضروری است که با میزبان های آن مبارزه کنیم. دیگر مفیدیت مبارزه آن اینست که دوران این مرض شکسته وسکتگی در دوران حیات این مرض به وجود آمده و بالاخره از جمعیت عوامل مرض زا کاسته شده ویا از آن جلوگیری می نمایند.

اندام های رویشی  قارچها با تولید ( سپور ، مایسلیم ، هیف ، کنیدیا ) وغیره بوده که به وسیله این اندامها رشدو نمو کرده وزیاد میگردد. باکتریها بوسیله کالونی افزایش یافته و انتشار مینمایند. رطوبت مناسب برای فعالیت عوامل مرض زا بین 80-100% بوده که بسیاری این عوامل کمتر از 50% فعالیت کرده نمیتوانند. وبا بالارفتن رطوبت نسبتی ( به ویژه قارچها و باکتری ها ) فعالیت آن بیشتر میگردد.

پیشنهادات

  • استفاده کردن تناوب زراعتی سبب کاهش امراض در مزرعه میشود.
  • استفاده کردن از ورایتی های مقاوم میتواند باعث کنترول امراض در مزرعه شده میتواند.
  • ازبین بردن بقایای نبات آلوده باعث کاهش امراض در مزرعه میشود.
  • از بین بردن گیاهان هرزه از مزرعه نبات گندم سبب کاهش انکشاف امراض در مزرعه میشود.
  • مخلوط کردن تخم های گندم با ادویه جات کیمیاوی از قبیل قارچکشها ، بکتریا کش ها وغیره میتواند در کنترول امراض نقش عمده داشته باشند.

 

منابع و ماخذ

1 اخوت، دکتر سید محمود، 1383. مرض های غلات. انتشارات دانشگاه تهران. ص ص 82-120

  1. اخوت، دکتر سید محمود جواد زاده، دکتر سید. 1388 قارج شناسی و مرض های قارچی نباتات. انتشارات دانشگاه تهران. ص ص 386 – 417
  2. پوپل محمد اکبر. 1390 مبادی علم امراض نباتی. انتشارات پوهنتون کابل. ص ص 2 – 6 و 110- 138
  3. پوپل محمد اکبر و ( دیگران ) حفاظه نباتات. انتشارات پوهنتون کابل ص ص 7

5.خدا بنده، دکتر ناصر. 1387  غلات  انتشارات دانشگاه تهران ص ص 156

  1. خواجه پور، دکتر محمد رضا. 1390 اصول و مبانی زراعت . انتشارات جهاد دانشگاه واحد صنعتی اصفهان. ص ص 471 – 472
  2. محسنی. محمد یاسین – پامیری، محمد سخی غله جات. انتشارات، دانشگاه کابل ص ص
  3. مونس، پوهندوی امان الله. 1387. مایکروبیولوژی. انتشارات دانشگاه بلخ. ص ص 80 – 86

 

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

error: Content is protected !!
چیټ خلاص کړئ
مرسته
Scan the code
سلام 👋
زه څنګه مرسته کولی شم؟